دلنوشته 5

نمیدونم چی شد که باز دلم گرفته!

نمیدونم چی شد که باز فکر و ذهنم شد این وب!

نمیدونم چی شد که انگشتام هرچی که به ذهنم میاد و دوست دارم رو سریع مینویسن و مهلت نمیدن یکم فکر کنم!

نمیدونم چی شد که ...

عالم آفرینش مشغول کاوش روی این کلمه ی اعجاب انگیزن!!((عشق))

جدیداً خیلی باب شده بین دوستان و اطرافیان! تا دنگی به دونگی میخوره میگن عاشقم!!

واقعا کسی فکر کرده قضیه اش چیه؟! چرا اینقدر داریم ساده میگیریم قضیه رو؟!

همین الان هم کسی دیگه عشق رو قبول نداره!! ازبس که از روی عادت یا هوس! یا نمیدونم دوست داشتنه معمولی به هم نزدیک شدیم و  گفتیم عاشقیم و بعدش خیلی راحت و یا خلاصه بخاطره بعضی چیزای مسخره ی دیگه همدیگرو گذاشتیم کنارو فقط این اسم عشق بود که میون ما موند!! و از اینجا بود که اسم عشق بد جلوه داده شد!...

عشق!... همان حرف سه حرفی در نمازم!

عشق! ... همان دنیای مجنونو لیلا !

عشق! ... همان زیبای خفته در بیابان!

عشق ! ... همان اشک ، همان سوزه شبانه!

عشق!... یعنی تمام شب بیدار بودن !

عشق ! ... یعنی تو نیستی و اما ، کنارم هستی اینجا!

ن : حسین

/ 0 نظر / 20 بازدید