شعر ، عشق ، جدایی ، خدا

 

امروز خیلی دلم گرفته بود... دوست داشتم یک چیزی بنویسم این نوشته رو گفتم!...

 

دیرووز توروو توو خواب دیدم / کناره من بودی گلم

هموونجــا بود دلم گرفت / وقتی دیدم یه خواب بـــود

اشکم سرازیر از چشام / دلم تماماً آااه بود

بالشتِ زیرِ سر انگار / دریایی از شراااب بـــــود.

همونجا بود گفتم خداا / چرا هستم از اون جدا؟!

دنیا یه لحظه تاار شد / آرومو بی تکرار شد!

دیدم صدایی از درون / آااروم میگه که من همون

عشقو همون باورِتم / که توو داری نسبت به اوون

آیا داری ایمان به اون ؟ / اوونکه نشسته اوون بالا

همونکه عشقِ دنیارو / هدیه کرده به آدما

اینو بدوون عزیزه من / اگر که بااشین ماله هم

بخوای نخوای ماله توئه / حتی اگه نبینیشم!

دلم یکم آرووم گرفت / وقتی شنیدم این صدا

ازوون موقع به این طرف / ذکرم شده فقط دعا

خدای من ،خدا خدا

هدیه ی عاشق شدنو / فقط بده به اون کسا

که آخرش ماله همن / حتی اگه باشن جدا ...

نویسنده : محمدحسین!

/ 0 نظر / 13 بازدید